تبلیغات
کلینیک مجازی مشاوران و روانشناسان برتر - مطالب مشاوره خانواده

کلینیک مجازی مشاوران و روانشناسان برتر

www.Ravanshenasii.ir

تاریخ : سه شنبه 13 مرداد 1394 04:15 ب.ظ

به گزارش سازمان جهانی بهداشت هر 18 ثانیه یک زن قربانی خشونت خانگی می‌شود و در ایران هم بر اساس مطالعاتی که سال 1383 به پایان رسید، 66 درصد زنان ایرانی از اول زندگی مشترکشان تاکنون، یک بار مورد خشونت قرار گرفته‌اند، اما واقعا چرا یک مرد باید علیه همسر خود اقدام به چنین رفتارهای فجیعی کند؟ آیا مردها حق دارند به‌دلیل عصبانیت، همسرشان را کتک بزنند؟ با شوهری که «دست بزن» دارد، چه باید کرد؟

خشونت را تمام کنیم...جهت تعیین وقت مشاوره بامشاوران خانواده کلینیک
تماس بگیرید


تماس برای دریافت وقت مشاوره
تاریخ : پنجشنبه 8 مرداد 1394 06:55 ب.ظ

چرا کودکم غذا نمی خورد؟

یکی از مشکلاتی که اغلب والدین، مخصوصا مادران دارای کودکان نوپا به مراتب در مراجعات خود به روانشناس کودک مطرح می کنند مشکلات غذا خوردن کودک است که لازم دانستم توضیحاتی در این خصوص داشته باشم که در ادامه می خوانید:

نویسنده : محسن حاجی شیخی
تاریخ : یکشنبه 4 مرداد 1394 02:25 ب.ظ

یکی از مهمترین نکاتی که والدین در روند ترتیب فرزندانشان باید همواره به خاطر داشته باشند این است که هر روز از سوی کودکانشان به دقت تحت نظر هستند.

البته کودکان نه تنها تک‌ تک رفتارهای والدین را زیر نظر دارند بلکه به تمام حرف‌هایی که پدر و مادرشان می‌زنند و جملاتی که به زبان می‌آورند نیز به دقت گوش می‌دهند.

نویسنده : محسن حاجی شیخی
تاریخ : یکشنبه 4 مرداد 1394 02:19 ب.ظ

یک روانشناس کودک و نوجوان تاکید کرد: رعایت پوشش مناسب در خانواده به رشد طبیعی جنسی کودکان و پیشگیری از انحرافات اخلاقی در نوجوانی و جوانی کمک شایانی می‌کند.

دکتر محمد زارع نیستانک در گفت‌و‌گو با ایسنا، با بیان اینکه آرایش و لباس‌های نمیه عریان در حضور فرزندان باید با رعایت نکاتی ویژه انجام شود گفت: آراستگی باید همیشگی باشد اگر فرزندان زیر هفت سال هستند این نوع آرایش و پوشش مشکلی ایجاد نمی‌کند، زیرا غرایز جنسی در بچه‌های زیر هفت سال وجود دارد ولی بروز نمی‌کند

نویسنده : محسن حاجی شیخی
تاریخ : یکشنبه 4 مرداد 1394 01:56 ب.ظ

هر زنی در نقش‌های مختلف خود به عنوان یک مادر، همسر، کارمند یا یک نویسنده آزاد، انبوهی از مسئولیت‌ها را برعهده دارد و باید انجام دهد.

معمولا تصور انجام تمام این وظایف و مسئولیت‌ها می‌تواند موجب آشفتگی و استرس شود.

گاهی زنانی که این وظایف چندگانه را دارند دائم نگران هستند که نکند در انجام برخی از آنها اهمال کنند و وقتی ناچار به انجام 10 کار به طور هم‌زمان هستند، معمولا از نحوه انجام هیچ یک از مسئوولیت‌هایشان راضی نیستند.

اما کارشناسان خانواده معتقدند که با استفاده از پنج راهکار، زنان و مادران می‌توانند بین زندگی شغلی و زندگی خانوادگی خود تعادل معقولانه‌ و رضایت‌بخشی برقرار کنند و با بکارگیری این چند روش می‌توانند از همه نقش‌های خود در زندگی‌شان لذت ببرند. این پنج راهکار عبارتند از:

تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 07:32 ب.ظ

گفت وگو با دكتر محمود دهقانی، روانشناس بالینی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران

   

عشق و فقدان دو روی یک سکه هستند. شکست و فقدان پیامد شایع بسیاری از عشق هاست و هزینه‏ای است که باید پرداخته‏ شود. این تجربه ها و واکنش‏هایی که آدم ها به آنها نشان می دهند، بخشی از تحول، تکامل و ذات زندگی است. شکست عشقی می تواند برای هر فردی ضربه‏ای بزرگ محسوب شود، ضربه‏ای که باعث می شود تا مدتی همه امیدها، آرزوها و رویاهایش را از دست بدهد و مدتی طول می‏کشد تا بتواند به کارکرد قبلی خود بازگردد. 
نویسنده : آرزو صنعتگر
تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394 05:50 ب.ظ

عاشقانه مراقبت خواهم بود ...
جمله ای که اگر بیان شود معجزه می کند معجزه ای به نام حرف عاشقانه اینکه بدانید تنها نیستید و همواره یک نفر را برای تکیه کردن دارید می تواند اطمینان خاطر بشما بدهد و یک قوت قلب برای شما باشد.
مخصوصاً برای کسانی که برای رسیدن به همین آرامش ازدواج و زندگی عاشقانه می کنند درک این موضوع که فردی را برای همیشه و درهمه حالت درکنار خود دارند بسیار لذت بخش و حیاتی می باشد طوری که اگر این اتفاق نیافتد می تواند باعث بروز مشکلات اساسی درزندگی شده که حتی تا حد طلاق هم پیش می رود بنابراین دلیل توصیه ای که روانشناسان برای تحقیق قبل از ازدواج و انتخابی درست مطابق بامعیارهای فرد میکنند رسیدن به آرامش و اطمینان خاطراست.
نویسنده : محسن حاجی شیخی
تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394 11:07 ق.ظ
رئیس اداره مددکاری و خدمات مشاوره ای معاونت فرهنگی قوه قضائیه با اشاره به اینکه طلاق توافقی بدون مراجعه به مشاوره دیگر امکان ثبتش وجود ندارد، گفت: در سال ۹۵ مشاوران واقعی بعد از برگزاری آزمون در دادگاه‌های خانواده مستقر می‌شوند. 
نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : پنجشنبه 11 تیر 1394 01:54 ب.ظ


روزهای بعد از شکست عاطفی

در هر جدایی شما از مراحل متفاوتی می گذرید، وضعیت های روحی مختلفی را تجربه می کنید که هر کدام برای مدتی شما را درگیر خود می کنند. اگر بخواهیم این مراحل را دسته بندی کنیم، باید از سه فرآیند روانی کندن و جدا شدن، انطباق و در نهایت التیام نام ببریم.

 

تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 05:01 ق.ظ


همهٔ ما این مثل را شنیده‌ایم: چیزی که تو را نکشد لاجرم قوی‌ترت می‌کند. وقتی فکر می‌کنیم به آخر خط رسیده‌ایم دوستی صمیمی برای تسکین آلاممان این جمله را به کار خواهد برد.

“شادی نداشتن مشکلات نیست، بلکه توانایی حل آن‌هاست.” استیو مارابلی (روانشناس موفقیت)


گاهی سودمند است و گاهی از آن چشم بر می‌گیریم و سری تکان می‌دهیم.باید بگویم یکی از بدترین موقعیت‌های زندگی‌ام ۸ سال پیش بود وقتی داشتم طلاق می‌گرفتم. در میان اشک و تهدید و سکوت و البته استرس و اضطراب فراوان! به هر حال پس از آن که از آن موقعیت بیرون آمدم آدم قبلی نبودم. درس‌های زیادی از زندگی گرفته بودم و می‌دانستم از این به بعد چطور باید با آن کنار بیایم.

در ادامه به برخی از درس‌هایی که از آن شرایط سخت و دشوار گرفتم اشاره می‌کنم:

نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : دوشنبه 1 تیر 1394 11:18 ق.ظ


اتفاقات ناگوار زیادی در زندگی همه ما آدم‌ها رخ می‌دهد که دلیل آن را نمی‌‌دانیم. همیشه به خودتان یادآور شوید که چیزی که کنترلی روی آن ندارید را رها کنید. وقتی چیزی خارج از توان و اراده شماست، هیچ کاری از دستتان برنمی‌اید و مجبورید که عقب بنشینید، صبور باشید و ببینید بعد از آن چه اتفاقی می‌افتد. زندگی یک مسیر است و هر اتفاقی که در آن رخ می‌دهد، چه مثبت و چه منفی، تکه‌هایی از یک پازل هستند که یک روز آن تصویر جذاب را می‌سازند. اینکه چطور این اتفاقات را نمایش داده و درک می‌کنیم است که باعث می‌شود امروز آدمی که الان هستیم باشیم و تعیین کنیم که در آینده دوست داریم چه زندگی داشته باشیم. 

باید قبول کنیم که زندگی‌های ما، در بیشتر قسمت‌های آن، خارج از کنترل ماست. خیلی وقت‌ها بخاطر اینکه اوضاع آنطور که دوست داشتید پیش نرفته است خودتان را مقصر می‌بینید. اما باید بدانید که بااینکه نمی‌توانیم اتفاقاتی که در زندگی‌مان می‌افتد را کنترل کنیم، طرز فکر خودمان نسبت به این اتفاقات و روش کنار آمدنمان با آن را می‌توانیم کنترل کنیم. وقتی آدم‌ها نمی‌توانند به استانداردهایی که برای خودشان تعیین کرده‌اند عمل کنند، از خودشان ناراضی می‌شوند. براساس تئوری هوشیاری اجتماعی در علم روانشناسی، وقتی دیگر نمی‌خواهید این نارضایتی را از خودتان تحمل کنید، از خودتان فرار خواهید کرد، چه از طریق روی آوردن به مشروبات الکلی باشد، چه سیگار، چه خوابیدن (یا هر چیزی که روی این نارضایتی را بپوشاند و باعث شود فراموش کنید که چه چیزهایی در زندگی‌تان خوب پیش نمی‌رود). 

نکته: این کار فقط حواس شما را از فکر کردن به مشکلاتتان پرت می‌کند اما شما را از آن خلاص نخواهد کرد.

اما آیا راهی درست برای زندگی کردن وجود دارد؟ برای هر کدام از ما فرق می‌کند و شما تنها قاضی هستید که می‌تواند در مورد آن تصمیم بگیرد. ما فقط می‌خواهیم به شما یادآور شویم که ما فقط انسان هستیم و چیزهایی که تحت کنترل ما باشد بسیار محدود است. نگران بودن جلوی افتادن اتفاق‌های بد را نمی‌گیرد؛ فقط تشخیص اتفاقات خوب زندگی را به تعویق می‌اندازد. بااینکه اتفاق‌های بد همیشه برای آدم‌های خوب می‌افتد، اما دلیل آن این است که فقط آنها هستند که می‌توانند علت این اتفاقات را درک کرده و نقاط مثبت آن را ببینند. خداوند هیچوقت فراتر از توان انسانی به او درد و رنج نمی‌دهد. پس ایمانتان را قوی‌تر کرده و سرتان را بالا نگه دارید چون شمردن نعمت‌هایی که در اختیار دارید، به جای مشکلاتتان راهی عالی برای مثبت بودن و داشتن زندگی شاد است.
نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : دوشنبه 25 خرداد 1394 09:42 ق.ظ



وقتی یک رابطه عاطفی، نامزدی یا حتی ازدواج با شکست مواجه می شود، حس خلاء، بدبینی، افسردگی و ناامیدی بر وجود شخص سایه می اندازد. درنگاه شخصِ شکست خورده، همه چیز تیره و تار و بی فایده جلوه می کند و بدترین اتفاق ممکن، شنیدن نصیحت و سرزنش و استدلال های منطقی از سوی اطرافیان است.

کسی که در دوران نامزدی شکست خورده، مدام درگیر سیکل معیوب ذهنیِ خودش است. مجموعه ای تمام نشدنی از سوالات و چراهای بی جواب را در ذهنش مرور می کند. چرا به هم نرسیدیم؟ چرا رها شدم؟ چرا نشد؟ کجا اشتباه کردم؟ کجا کم گذاشتم؟ چرا برایش کافی نبودم؟ دیگر چه کار باید می کردم؟ در این میان، شاید تنها و مهم ترین و تاثیرگذارترین راهِ ممکن، این باشد که فرد به خودش بیاید و از درون تکان بخورد و تصمیم به تغییر بگیرد و شاید اولین گام فرآیند تغییر، شناختِ دقیق خود و ضعف های ارتباطاتِ بین فردی باشد.

دلبستگی یا وابستگی
ارتباط عاطفی بین انسان ها، معمولا به دو شکل بروز پیدا می کند: دلبستگی و وابستگی. دلبستگی، شکلِ سالمِ یک ارتباطِ عاطفی و وابستگی، شکل ناسالم آن است. دلبستگی یک مکانیسم طبیعی، سالم و ضروری برای بقاست، اما وابستگی، یک مکانیسم غیرطبیعی، مَرَضی، ناسالم و مُضر است. دلبستگی، زمینه ساز حس امنیت، آرامش، آزادی و از همه مهم تر، حس تعلق است. در حالی که وابستگی، زمینه ساز احساس عدم امنیت و آشفتگی، محدودیت و متاسفانه، احساس تملک است.

قالب های ذهنی، زمینه ساز دلبستگی و وابستگی
طرح واره، قالب ذهنی یا در واقع لنز و عینکی که ما برای نگاه به دنیای پیرامون و ارتباطاتمان به چشم می زنیم، در کودکی و در محیط خانه و خانواده شکل می گیرد که تاثیر عمیق و مستقیم بر ارتباطات عاطفی ما در بزرگسالی دارد. کودکانی که در خانواده های سرد، بی اعتنا، تندخو و پرخاشگر پرورش پیدا می کنند، افرادی بی اعتماد و بدبین هستند با طرح واره رهاشدگی و نقص و ناکافی بودن و آن ها که در خانواده های سختگیری که برای دوست داشتن فرزندانشان پیش شرط می گذارند، رشد کرده اند، افرادی هستند با طرح واره اطاعت و ایثار که در رابطه، از همه چیزشان می گذرند و البته هر دو طیف به شدت مستعد وابستگی و در نتیجه عدم پایداری در ارتباط و شکست عاطفی هستند.

اگر وابسته بودیم و شکست خوردیم...!
حال اگر به واسطه دلایل درونی یا بیرونی، طعم تلخ ناکامی و شکست را چشیدید و مجبور به دست و پنجه نرم کردن با کابوس خلاء و تنهایی شدید:


* مدام در پی تخریب طرف مقابل برنیایید، چرا که نیمه پنهانِ تنفر، عشق و علاقه است؛ وقتی نسبت به یک نفر ابراز تنفر می کنیم، به این معنی است که هنوز به او توجه داریم. طرف مقابل، خوب یا بد، تمام شده است. لطفا اینقدر وقت و انرژی برای تحلیل جزئیات رفتار و زوایای شخصیت کسی که از زندگیتان رفته، نگذارید.


* از گفت وگوهای تکراری و بی حاصل درونی بپرهیزید. سرزنش و محاکمه خودمان، هیچ فایده ای ندارد، چرا که استدلالِ بر پایه احساس است و به هیچ جایی نمی رسد.


* به سیر بروز احساسات منفی، نظم بدهید. به این معنی که به خودتان، فرصت سوگواری و اشک ریختن بدهید، اما در زمان مشخص و مدت معینی از هر روز. در واقع به جای این که اجازه بدهید احساسات منفی، به سراغتان بیایند، شما به سراغ احساسات بروید و مدیریت و کنترلشان کنید.


* به هیچ وجه منتظر نمانید حالتان خوب شود و بعد به سراغ کارهای معمول و روزمره مثل کار و درس بروید. بلکه تمام سعی تان را بکنید که در اولین فرصت، فعالیت های همیشگی را از سر بگیرید. یادمان باشد تغییر در افکار، مستلزم تغییر در رفتار است.

مرده متحرک نشویم!
شاید یکی از مهم ترین راه های در امان ماندن از آسیب های یک چنین اتفاق عمیقی، تحلیلِ منطقیِ قضایا و رسیدن به یک بینش و بصیرت واقعی نسبت به ماجراست. یعنی سعی کنیم برای چراها و سوال هایمان، یک پاسخ منطقی پیدا کنیم تا بتوانیم کنار بیاییم. در غیر این صورت، فکر و خیال ها و احساسات منفی انرژی روانی ما را به صفر می رسانند و ته کشیدن انرژی روانی یعنی نابود شدن انگیزه ادامه زندگی، بدبینی به موقعیت‌های جدید ازدواج از بین رفتن نشاط و شادی و امید و در یک کلام، تبدیل شدن به مرده متحرک!

نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : دوشنبه 18 خرداد 1394 10:24 ق.ظ


به خانه می آیید و می بینید همسرتان با شما سرسنگین است.... از محل کارتان به او تلفن می زنید با بی میلی پاسختان را می دهد.... اما هرچه فکر میکنید که چه کاری انجام داده اید که مستحق این نوع برخورد سرد و بی عاطفه او شده اید، پاسخی پیدا نمی کنید! این مقاله به شما کمک می کند علتش را پیدا کنید! و مهمتر از آن، راه حل این مشکل را بیاموزید!

همیشه یادتان باشد همسرتان بی دلیل با شما سرد نمی شود!
این اصل اول است! اگر فکر میکنید که همسرتان بی دلیل به شما کم توجهی می کند، باید بگویم که سخت در اشتباه هستید! پس هر وقت که برخورد سردی از همسرتان دریافت کردید، این اصل مهم اولیه را به خاطر بیاورید ، بهتر می توانید به دنبال علت آن بگردید.

به من بگو چرا؟
اصل دوم این است که انتظار نداشته باشید همسرتان، با صراحت به شما بگوید که از چه چیزی ناراحت شده است! هرچند چنین روشی، بهترین حالت برای بیان مشکلات بین همسران است ولی گاهی اوقات، همسرتان نمیتواند مستقیماً علت ناراحتی اش را به زبان بیاورد و یا اینکه دوست دارد شما خودتان متوجه آن شوید.

راه حل: به طور مستقیم، صریح و با آرامش و مهربانی از او بپرسید که چه چیزی آزارش داده است؟
بسیار مهم است که در این مسیر، صبور باشید و خودتان نیز عصبانی نشوید. هر چند سخت است ولی سعی کنید با یادآوری پاداش عظیم اخروی و نتیجه فوق العاده دنیوی آن در همسرتان، صبور باشید.

تو به من بی توجه هستی!
شاید برایتان جالب باشد که بدانید مهمترین دلیلی که یک خانم را از همسرش می رنجاند، این موضوع است که فکر می کند همسرش به او بی توجه است! علت آن هم این است که مهمترین چیزی که یک زن در رابطه عاشقانه به دنبال آن است این است که مورد توجه قرار بگیرد. شاید بگویید: «معلوم است که من به او توجه میکنم!» و لیستی از کارهایی که برای او انجام داده اید را بشمارید. بله، شما راست می گویید وکارهای زیادی انجام داده اید که «از نظر خودتان» نشاندهنده توجه شما به همسرتان بوده است. ولی آیا این کارها «از نظر همسرتان» نیز نشاندهنده توجه شما هستند؟

راه حل: بهترین راه ممکن این است که در مواقعی که با هم خوب و گرم هستید، با پرسشهای مستقیم یا غیرمستقیم از همسرتان متوجه شوید که او چه نوع رفتارهایی را نشاندهنده توجه مرد خود می داند؟


تو مرا دوست نداری!
ممکن است «از نظر شما» بعضی رفتارهای شما اصلاً بار عاطفی نداشته باشد ولی همسرتان اینگونه فکر نمیکند. مثلاً تصور کنید که قرار بوده جمعه را با هم بگذرانید ولی شما ناگهان به دلیل مشغله کاری، مجبور می شوید قسمتی از روز جمعه را سرکار بروید. «شما» فکر می کنید همسرتان می داند که بخاطر راحتی او و علاقه ای که به او دارید، از روز تعطیلتان زده اید که به سرکار بروید ولی «او» فکر می کند که شما آنقدرها هم او را دوست نداشته اید که نخواستید یک روز تعطیل را هم کاملا با او باشید!

راه حل: اگر به طور غیر منتظره ای، برنامه ای برایتان پیش می آید که مجبورید دور از همسرتان باشید، حتماً قبل از رفتنتان، شرایط را با آرامش برای او توضیح دهید و تأکید کنید که از اینکه این مسئله شما را از هم دور کرده ناراحتید و سعی خواهید کرد که در اولین فرصت، جبران کنید.
نویسنده : محسن حاجی شیخی
تاریخ : یکشنبه 17 خرداد 1394 12:55 ب.ظ
در ازدواج های امروزی به سختی می توان الگوهای سنتی ازدواج ایرانی را پیدا کرد. دختر و پسر، نقش های جدیدی را پذیرفته اند که پیش از این پدران و مادرانشان آنها را به عهده نداشتند. آنها مشارکت دو نفره در ساخت زندگی دارند وناچارند برخی از مسئولیت های جنس مقابل را به عهده بگیرند.
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394 08:50 ب.ظ

فرزندپروری یکی از سخت ترین کارهای روی زمین است، با این حال همه ما باید روزی خودمان را برای آن آماده کنیم. باید از خودمان بپرسیم سبک فرزندپروری ما چیست یا چه خواهد بود؟ آیا ما فرزندانمان را همانگونه تربیت می کنیم که والدینمان ما را تربیت کرده اند یا ....؟ در حال حاضر ما در عصری زندگی می کنیم که همه چیز به سرعت در حال تغییر است،
از این رو در دهه های اخیر در سبک فرزندپروری هم تغییرات چشمگیری روی داده است. والدین امروز به ابزارها و مهارتهای جدیدتر، کارآمدتر و متناسب با عصر حاضر نیاز دارند. به همین خاطر با ورود مفهوم جدید "هوش هیجانی" و معرفی آن توسط دانیل گلمن (1995) والدین بسیاری از آن استقبال کردند و برای یادگیری آن علاقه نشان دادند.


هوش هیجانی بر اهمیت مفاهیمی چون همدلی، شناخت، ابراز و کنترل صحیح هیجانات تأکید می کند. لذا فرزندپروری بر اساس هوش هیجانی ترکیبی است از دانش و تجربه همراه با همدلی، حکمت، خودآگاهی و خود راهبری. این مهارت ها می توانند در رفع چالشهای شایع در روند تربیت نسل حاضر مفید واقع شوند.
فرزندپروری خوب با آماده سازی نوجوان برای انتخابهای متعددی که ناگهان با آنها روبه رو میشود، آغاز میگردد. اما زمانی که همه چیز به هم ریخته است، شیوه های ماهرانۀ فرزندپروری ضرورت بیشتری می یابد. از دید نوجوانان، علت به هم ریخته بودن اوضاع این است که سال های نوجوانی سرشار از «اولین هاست»: اولین رویارویی با مواد مخدر و الکل، اولین ارتباط ها و اولین مسئولیت های دوران بزرگسالی. می دانیم که احساس مسلّط بودن بر اوضاع، بسیار خوب است امّا سرانجام این نوجوانان اند که اوضاع را خراب می کنند. آنها قوانین را نقض میکنند؛ زیرا فقط از این طریق سرحال میآیند. اما در چنین گذرگاه پرمخاطره ای که به ستوه آوردن دیگران اجتناب ناپذیر و قطعی است، سؤال واقعی این است که نوجوانان ما به دنبال چه هستند؟

  • تعداد کل صفحات : 3
  • 1
  • 2
  • 3